بدن یا ذهن! کدامیک معنوی تر است؟
***
در مراقبۀ سادگورو تکرار میکنیم که «من بدن نیستم» «من ذهن نیستم». در واقع بدن و ذهن هر دو ابزارهای ما هستند برای زندگی.
در این نوشته موضوع اولویت ذهن بر بدن در ادیان و مذاهب مورد نقد قرار میگیرد.
تفکر و رویکرد غالب ادیان و مردم اینچنین است که بدن پست و فانی است و تمام انرژی به سمت ذهن میرود. نتیجه میشود ایدئولوژی های خطرناکی که به خاطر خاصیت جداکنندگی ذهن، باعث نزاع ها و جدایی ها و نهایتاً جنگ ها میشوند.
اینطور میشود که مردم سالها در کلیسا و مسجد، انجیل و قرآن میخوانند ولی فرزندانشان مشغول جنگ هستند. این گمراهی، نتیجۀ پرداختن زیادی به ذهن و غفلت از بدن است.
در این نوشته میخواهم با آوردن مثالهایی تاکید کنم که پرداختن به بدن، خیلی بیشتر معنوی است تا به ذهن!
در یوگا روی بدن و ذهن، همزمان تاکید میشود ولی مسیر، ابتدا از بدن شروع میشود. مسیر معنوی یوگا، ابتدا از پرداختن به بدن آغاز میشود.
در مراقبۀ ویپاسانا توجه به سمت بدن هدایت میشود.
بدن و پرداختن به بدن برای شروع تمرینات معنوی، لازم است.
برای یک انسان مادی، معنوی ترین کار، به نظر من ورزش کردن است.
بدن دارای یک سری نیازهای مشخص و واضح است. نیاز به خوردن و خوابیدن و نوازش و جفت گیری و نظافت. بدن ساده است.
بدن همان چیزی است که در ابتدا، مادی و پست به نظر میرسد ولی اگر همین کارهای مربوط به بدن را با آگاهی انجام بدهیم، نهایتاً از بدن و از ذهن، رها میشویم.
اگر کسی بتواند همین نیازهای سادۀ بدن را با آگاهی و حضور انجام بدهد به طور طبیعی از بدن عبور خواهد کرد.
بدن و نیازهای بدن محدود است. بدن یک مقدار معینی غذا و نوازش و نگهداری میخواهد.
گمراهی از وقتی آغاز میشود که انسانها از بدن فرار میکنند و زیادی به ذهن میپردازند.
خاصیت ذهن، نامحدود است یعنی عطش های ذهنی سیری ناپذیرند. مثلاً عطش قدرت، عطش مالکیت نیازهای ذهنی هستند.
هدف اصلی در معنویت، رسیدن به بی ذهنی است. پرداختن زیاد به ذهن ،آنطور که در مذاهب اتفاق میافتد، درست بر خلاف مسیر معنوی است.
ذهن برای تو ایگو میسازد.
ذهن برای تو گذشته و آینده را میسازد.
ذهن بزرگترین حجاب معنوی است.
ذهن مانع میشود، خدا را ببینی.
مثال خوب دیگر، کودکان هستند. کودکان در چند سال اول زندگی، یک بدن، بدون ذهن پیچیده، هستند. برای همین معنوی ترین موجودات، همین کودکان هستند.
خوردن، خوابیدن و جفت گیری، میتواند با آگاهی معنوی انجام شود و تو را به فرای ذهن و معنویت برساند.
مبارزه و پست دانستن و سرکوب بدن، اما، تو را ذهنی تر و غیرمعنوی تر میکند.
مسیر معنوی از بدن شروع میشود.
مراقبه از توجه به همین بدن شروع میشود.
با ذهن، به سختی بشود به فرای ذهن رفت ولی با بدن میشود به فرای ذهن رسید.
در دنیای ذهنی و شلوغ این روزها، بهترین کار توجه به بدن است.
به بدنت توجه کن.
به تنفس ات توجه کن.
به غذا خوردن ات توجه کن.
به حواس ات توجه کن!
به تجربۀ جنسی و نوازش توجه کن!
اینها معنوی ترین کارها هستند!
اگر ذهن بگذارد!
*
✍🏻 نانوشتنی
unwritable.org
