لیست خریدها و آرزوها

لیست خریدها و آرزوها

***

جوانتر ها که بودم یک لیست خرید بلند بالا داشتم. چیزهایی که می‌خواستم بخرم وبدست بیاورم را در آن می‌نوشتم. امتیاز می‌دادم و بر اساس میزان خواستنم و قیمت آنها را رتبه بندی می‌کردم و بعد یک به یک آنها را بدست می آوردم. پارامترهایی که بر اساس آنها امتیاز می‌دادم در نوع خودش جالب بود. مثلا میزان استفاده روزانه. میزان هیجان داشتن و استفاده کردن. عمر مفید آن شیء و غیره. نهایتا با بالا وپایین کردنهای زیاد رتبه ها مشخص میشد و یک به یک به دنبال خریدشان میرفتم. 

در سالهای اخیر وقتی وارد مسیرهای معنوی شدم خود به خود تمام آن آرزوها و لیست خرید از بین رفت. کم کم فهمیدم که خوشحالی دائمی که به دنبالش بودم در داشتن چیزها نیست. این جمله را هم بالای لیست خریدم نوشته بودم. 

«تاکید روی وضعیت درونی باشد و بدن و سلامتی و مراقبه گون بودن تا داشتن و توجه به اشیاء و بیرون!»

اما کم کم در این مسیر آنقدر پیش رفتم که حتی بزرگترین چیزهای مادی را هم دیگر نمی خواستم. مثلا همسر و فرزند و خانه و محل زندگی خوب و ماشین و غیره. 

اما من هنوز یک پایم در زمین است و هنوز نیاز دارم چیزهایی داشته باشم. 

درست است که شادی و رضایت فقط در درون است  اما من هنوز به مرحلۀ بودا شدن و بی نیازی نرسیدم و هنوز در بدن هستم. هنوز بعضی چیزهای مادی را میخواهم. نمی‌خواهم خودم را گول بزنم. 

چیزهای مادیی را که میخواهم حالا تصمیم گرفتم دوباره بنویسم. این طوری کمی هم دوباره انگیزه برای بازی در میدان مبارزۀ زمین پیدا میکنم. زیادی رفتن در وادی معنویت همراه میشود با نوعی بی انگیزگی یا شاید بی آرزویی و حتی شاید نوعی نخوت!

مدتها بود که اهداف بلند مدت و لیست خرید و آرزوهارا کنار گذاشته بودم. حالا شاید نوشتن و اذعان و اعتراف به داشتن خواسته های مادی باعث بشود دوباره کمی در زمینۀ مادی حرکت کنم.

حالا بدون سانسور میروم سراغ این لیست.

  • داشتن همسر و خانواده و فرزند. 
  • بودن در کانادا شامل داشتن خانه و ماشین و اشیاء با کیفیت.
  • بودن در کنار دخترم تارا.
  • خرید ماشین نو تسلا و تست کردن ماشین های مختلف.
  • خرید آخرین مدل های آیفون و کامپیوتر و ساعت اپل.
  • خرید عینک های واقعیت مجازی و افزوده.
  • خرید لباس و کفش به مقدار زیاد.
  • خرید سفر و گشتن و مسافرت.
  • خرید درون با چشمی و تجربه ی پرواز.

خلاصه این لیست آرزوها هیچ وقت تمام نمی‌شود. برای همین همواره بهترین آرزو، بی آرزو بودن است. 

اما گاهی کمی آرزو برای انگیزه پیدا کردن بد نیست. نه باید آنقدر ترس و حرص و طمع داشته باشم که مثل خیلی ها به خاطرش پا روی همه بگذارم و نه آنقدر بی انگیره باشم که حتی نخواهم از رخت خواب بیرون بیایم. 

از این به بعد، پیدا کردن تعادل در هر لحظه مهم ترین کار من خواهد بود. 

*

✍🏻 نانوشتنی

unwritable.org

Rasool

Rasool

من کیستم؟ من در بهترین حالت آینه‌ای هستم برای تو!
روزی از آینه پرسیدند تو کیستی؟ گفت آنچه تو می‌بینی!

مقاله‌ها: 1559

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *