1 دقیقه.
آدمها فکر هستند!
***
در مسیر معنوی، وقتی مراقبه کنی، افکار را مشاهده میکنی. این افکار و احساسات را میبینی ولی از آنها فاصله میگیری و عکسالعملی نسبت به آنها نشان نمیدهی.
یعنی افکار و احساسات میآیند و میروند. تو با آنها نمیروی.
تو افکار را قضاوت نمیکنی.
آنها را خوب و بد نمیکنی.
افکار تقسیم بندی نمیکنی. مثبت و منفی نمیکنی.
کم کم میفهمی که افکار فقط اتفاقات گذرا هستند که در صفحه ذهن تو به صورت موقت شکل میگیرند. اینجا تو شبیه تماشاگر سینما هست.
*
اما روزی هم میرسد که این روش برخورد تو با افکار به کل جهان تسری میابد. یعنی چه؟
یعنی حالا هر اتفاقی در بیرون بیافتد تو میتوانی عکسالعمل نشان ندهی.
تو از جهان جدا میشوی.
همین نحوۀ برخورد به آدمها هم تسری میابد. حالا تو حتی نسبت به آدمهایی که در حوزۀ آگاهی تو ظاهر میشوند هم میتوانی عکسالعمل نشان ندهی.
میتوانی نسبت به آدمها هم بی قضاوت بمانی.
حالا تو آدمها و حس هایی که در تو ایجاد میکنند را هم قضاوت نمیکنی.
اینطور که باشد تو دیگر آدم خوب و آدم بد نمیشناسی.
اینجا که باشی اینطور نیست که عاشق کسی باشی و دشمن دیگری!
تو خودت عشق هستی و شامل همه!
همه برای تو مساوی میشوند.
هیچ انسانی نمیتواند در تو اثری بگذارد.
حالا تو از اسارت رابطه بیرون آمدهای.
تو انسان ها را مشاهده میکنی ولی میتوانی جدا بمانی. یعنی آدمها تاثیری روی تو ندارند پس کنترلی هم روی تو ندارند.
اینجا که باشی شبیه بودا خواهی بود.
چه آدم خشمگین و عصبانی بیاید یا آدم مهربان برای بودا تفاوتی ندارد.
بودا یکسان میماند.
بودا در مراقبه یکسان میماند و آدمها میآیند و میروند.
اینجاست که آدمها برای تو شبیه یک فکر میشوند.
این نهایت آزادی از روابط است.
نهایت استغنا.
درست مثل خدا.
خدای نانوشتنی!
*
✍🏻 نانوشتنی
unwritable.org
