شعر بايد تازه باشد!
<1 دقیقه. 0 *** شعر بايد تازه باشد! مثل ماهى! شعرهايم خيلى زود مى گندد! درست بعد از تايپ! اگركپى و الصاق شود كه ديگر شعر نيست! عكس آن است!…
نوشتنازنانوشتنی در دجلۀنیکیها*
نوشتنازنانوشتنی در دجلۀنیکیها*
<1 دقیقه. 0 *** شعر بايد تازه باشد! مثل ماهى! شعرهايم خيلى زود مى گندد! درست بعد از تايپ! اگركپى و الصاق شود كه ديگر شعر نيست! عكس آن است!…
مرگ به عنوان یک واقعیت میتواند به بهبود کیفیت زندگی ما کمک کند؛ با یادآوری آن، ارزش زندگی را درک کرده و اولویتهای بهتری تعیین کنیم.
متن دربارهی محکومیت اعدام و انتقاد از دیکتاتورهاست، تأکید بر لزوم اتحاد و اعتراض مردم به جای ترس، و استفاده از قلم به عنوان سلاح.
نویسنده به بررسی موضوعات مختلفی از جمله تکنولوژی، سیاست، حقوق بشر و زندگی شخصی میپردازد و از شعر مولانا الهام میگیرد.
آزادی حقیقی یعنی توانایی انتخاب توجه. صرف انرژی توجه به شناخت خود، زندگی را به خوشبختی میرساند. آزادی در انتخاب توجه، کلید زندگی واقعی است.
اولین تجربه معنوی نویسنده به سن ۵-۶ سالگی برمیگردد، جایی که فهمید فکر کردن و تماشا کردن دو جنبه متفاوت از وجود او هستند.
در خواب گریه میکردم و به مادرم و دخترم فکر میکردم، اما بعد از زنگ زدن، احساساتم به خنده تغییر کرد.
ایگو، نمایانگر دوگانگی و تفکیک است، در حالی که یوگا به یگانگی، آرامش و عشق میپردازد و تذکر میدهد که همه چیز در نهایت به یک میرسد.
شادی درون، کلید خدمت به دیگران است. کنار گذاشتن رنج، خودخواهی را به نوعی دیگرخواهی تبدیل میکند و شادی شما به دیگران منتقل میشود.
نویسنده در نامهای به دخترش تارا، از احساس دوری و آزادی او میگوید و بر اهمیت زندگی و هویت فردی تأکید میکند.
این نوشته به بررسی هویت انسانی از طریق بدن، ذهن و ارتباط با خدا میپردازد و به اهمیت آگاهی و بیهویتی در زندگی اشاره دارد.
2 دقیقه. 3 *** زندگی در لحظه *** این عبارت را بارها شنیدهایم. ذهن، آن را درست درک نمیکند. نوعی تجربه است. نوعی از بودن. در مدیتیشن این را تمرین…
مقاله به بررسی جمهوری اسلامی، طالبان و داعش به عنوان ایگوهای جمعی میپردازد و راهکارهای تغییر اجتماعی از طریق آگاهی فردی را مطرح میکند.
نویسنده درباره ی لجن پراکنی در اینترنت و تبدیل آن به زیبایی نظیر گل نیلوفر صحبت میکند و مخاطب را به انتخاب و خلاقیت دعوت میکند.
نویسنده به بررسی کنایههای پیچیده و خلاقانهای میپردازد که ذهن را برای بیان نیازهای فیزیکی، نظیر شاشیدن، تحریک میکند و ارتباط آن با روح را مطرح میکند.
نویسنده در مسابقه بی نیازی به این نتیجه میرسد که به همه مردم نیاز دارد و زندگی را سفری از نداردی به نمیدانی و عشق میداند.
مکالمات بین دو بخش ذهن درباره اجتناب از نگرانیها، پذیرش تغییرات، و مسئولیت فردی در زندگی و روابط است. امید و آگاهی کلیدهای اصلی هستند.
اول حال خودت را خوب کن! این جمله تأکیدی است بر اهمیت سلامت روحی و روانی برای انجام هر فعالیت و دستیابی به خوشبختی.
نویسنده به عصبانیت خود از وضعیت زندگی و دیکتاتوری اشاره میکند و بر مسئولیتپذیری و کار بر روی خود تأکید میکند.
نویسنده از تجربه بیماری خود بهخاطر عوامل مختلف صحبت میکند و اهمیت پذیرش مسئولیت سلامت خود را با مفهوم کارما مرتبط میداند.