ناچیزِ همه چیز
2 دقیقه. 3 *** ناچیزِ همه چیز دوستی دارم که میگفت من ناچیزم. سادگورو هم میگفت شیوا یعنی آن چیزی که نیست. شیوا یعنی ناچیز. شیوای هندی یا ناچیز ایرانی. …
نوشتنازنانوشتنی در دجلۀنیکیها*
نوشتنازنانوشتنی در دجلۀنیکیها*
2 دقیقه. 3 *** ناچیزِ همه چیز دوستی دارم که میگفت من ناچیزم. سادگورو هم میگفت شیوا یعنی آن چیزی که نیست. شیوا یعنی ناچیز. شیوای هندی یا ناچیز ایرانی. …
2 دقیقه. 3 *** مبادله هایی از جنس انرژی قبلا از مبادله به عنوان پایهی اقتصاد حرف زده بودیم. از مبادلهی ما با جهان طبیعی و زمین و آسمان. خاک…
1 دقیقه. 2 *** حسرت لذت اشک زمانی بود که سالها اشکهایم بند آمده بود. آنقدر بغض در سینهام مانده بود که اجتماع بغض ها گلویم را میفشرد. اما گریه…
5 دقیقه. 7 *** پدر نمیدانم چرا ناگهان یاد پدرم افتادم. پدر من پدرِ شش بچهی دیگر هم بود. او زود مُرد. وقتی من شش سالم بود. فکر کنم هنوز…
1 دقیقه. 2 *** مراقبه با کلمهها کیبرد نوشتن تایپ قلم اسمارت فون بدن حالت بدن زوزه در سر پوسچر تقارن سینوس شستشوی سینوس فکر ذهن سرعت تولید فکر تولید…
1 دقیقه. 2 *** عنِ سگِ متمدن مدفوع وقتی که طبیعی باشه یکی از ابزارهای طبیعت هست که خیلی هم کارکردهای مهمی داره. در طبیعت مدفوع از غذای طبیعی درست…
2 دقیقه. 3 *** شک روز و یقین شب دوباره شب. دوباره سکوت. دوباره بیدار. شب ها را دوست دارم. در شب یقینم بیشتر است. شبها مغزهای منتقد خوابند. سیاهی…
2 دقیقه. 4 *** همه رهروییم ما همه رهرو هستیم. مدتی که به زمین دعوت شدهایم راهی را باید برویم. خواسته یا ناخواسته. در این مدت چند سال راهی را…
6 دقیقه. 9 *** مبادلهی انرژی و پول مبانی: دوستی از من خواست که در مورد پول و اقتصاد فکر کنم و بگویم. این خود یک مبادله است. مبادله یا ترنزکشن…
1 دقیقه. 2 *** هرچه بادا باد مینشینم هرچه شد شد مینشینم من مراقب هرچه شد شد گرچه بودم یادنبودم هرچه شد شد گرچه مُردم یا که زنده هرچه شد…
2 دقیقه. 3 *** من کیم ؟ من کی هستم؟ من کیستم؟ رسالتم چیست؟ خدمت من چیست؟ سوالی که سخت می توانم جواب بدهم. شاید هیچ. شاید فقط یک نمودی…
1 دقیقه. 2 *** صفحه شیشهای و یوگا گاهی صفحه ام را به دست میگیرم. هنوز نمیدانم چه مینویسم! شاید نوعی مدیتیشن باشد. شاید مرتب کردن ذهنم. هدفی ندارم. فقط…
3 دقیقه. 4 *** چراغ راه درخواب دوش پیری در کوی عشق دیدم با دست اشارتم کرد کین عزم سوی ما کن در جوانی وقتی هورمونهای جنسی در اوجش بود…
1 دقیقه. 2 *** زنگ خطری بر نوشتن روزی دلنوشته هایی میخواندم. ناخودآگاه ذهنم به مقایسه افتاد. مقایسه نوشتههای من و او. این مقایسه زنگ خطری بود. نکند من متوهم…
2 دقیقه. 3 *** آبستن گاهی آبستن میشوم. آبستن کلمات. گاهی اشکم به در مشکم میرسد. با یک فکر، با یک خاطره، با یک جمله، با یک آرزو پلک چشمهایم…
2 دقیقه. 3 *** برای تارا – ٢ زندگی و مرگ آگاهانه تارای عزیزم. الان که می نویسم خواب هستی. الان سه سال و ٢١٣ روز از تولد فیزیکی تو…
1 دقیقه. 2 *** عنوان ندارد! — گاهی فرزندت باید به دنیا بیاید بعد برایش نامی انتخاب کنی. اول صبر کنی زایمان انجام بشود. بعد، نام هم با همان زاییده…
3 دقیقه. 4 *** اعتیاد به آغوش اینجا اعتراف میکنم که اعتیاد دارم. به آغوش اعتیاد دارم. به آغوش زن اعتیاد دارم. هنوز آن کودک ۴-۵ ساله را یادم هست…
2 دقیقه. 4 *** گورو کیست؟ در درسهای مدرسه های مذهبی تحت تاثیر فرهنگ شیعه خوانده بودیم که همه باید مرجع تقلید داشته باشند. حافظ گفته بود طی این مرحله…
3 دقیقه. 2 *** چرخههای زندگی زندگی مجموعهای ازچرخههاست. چرخه های بزرگ یا کوچک. چرخه های ظاهرا بیپایان. زمین به دورخورشید میچرخد و دوباره از اول خورشید به دور کهکشان و دوباره از اول ازخواب بیدار میشوی مدتی بیداری کم کم خسته میشوی و دوباره از اول بیگ بنگ انبساط جهان و دوباره از اول پدرت سکس میکند متولد میشوی مقداری گوشت به دور خودت جمع میکنی میمیری و احتمالا دوباره از اول گرسنه میشوی موجود زندهی دیگری را میخوری و دوباره از اول غذا میخوری به دنبال جفت میگردی سکس میکنی و دوباره از اول عطش آب داری آب بدست میاوری و دوباره از اول عطش پول داری پول بدست میآوری و دوباره از اول عطش قدرت داری زیردست پیدا میکنی و دوباره از اول عطش نوشتن داری چیزی مینویسی و دوباره از اول عطش تکرار داری و دوباره از اول عطش دیده شدن داری دیده میشوی و دوباره از اول گاهی در تو در توی این چرخهها گم میشوی اما گروهی یوگی ظاهراً به عبث بودن این چرخه ها پی بردهاند آنها سعی دارند از این چرخه ها بیرون بیایند در هندوستان به آن هدف موکتی یا موکشا میگویند ظاهراً برخی از آنها موفق شدهاند از این چرخه ها بیرون بیایند احتمالا آنها اکنون در حال خندیدن به من هستند درگیر چرخه های بی پایان کلمات شاید آنها جایی فیها خالدون هستند…