هفت روز پس از ویپاسانا یا آگاهی
این نوشته تجربیات نویسنده از هفت روز پس از دوره ویپاسانا را بازگو میکند و تأثیرات عمیق مدیتیشن بر آگاهی و پیوند با دنیای درون را توصیف میکند.
نوشتنازنانوشتنی در دجلۀنیکیها*
نوشتنازنانوشتنی در دجلۀنیکیها*
این نوشته تجربیات نویسنده از هفت روز پس از دوره ویپاسانا را بازگو میکند و تأثیرات عمیق مدیتیشن بر آگاهی و پیوند با دنیای درون را توصیف میکند.
نویسنده درباره سفر به ویپاسانا و تجربیات مدیتیشن در ده روز آینده مینویسد، با احساساتی چون اضطراب، شوق و دلتنگی برای جدایی از معشوقهاش.
نویسنده در آستانه ویپاسانا به بررسی مفهوم آگاهی میپردازد و آن را امری ساده و معمولی شبیه به زندگی معرفی میکند.
مقاله به اهمیت برنامهریزی مالی و سادهسازی امور مالی اشاره میکند و نابرابریهای اقتصادی را بررسی کرده و تلاش نویسنده برای مدیریت مالی خود را بیان میکند.
نویسنده درباره اهمیت پرسشها و شک و تردیدهایش قبل از شروع دوره ویپاسانا مینویسد و به جستجو برای تعادل در زندگی میپردازد.
نویسنده درباره تجربهای شخصی از آمادگی برای دورهی ویپاسانا و تأثیر آن بر زندگی، ارتباطات و اولویتهایش مینویسد.
نویسنده به تولد و مرگ میاندیشد، اهمیت زندگی و ارتباط با زمین را بررسی میکند و به نوشتن وصیتنامه و آموزش هنر خوب مردن تأکید میکند.
شيشههاى الكترونيكى مانند تلفن و تبلت باعث کاهش توجه به نیازهای فیزیکی و افزایش خطر بیماریهای ناشی از کمتحرکی و اضطراب میشوند.
این مقاله به بررسی نقش پول در جامعه از زوایای اقتصادی، روانشناسی و فلسفی میپردازد و تأثیر آن بر هویت و زندگی انسانها را تحلیل میکند.
مقاله درباره فیزیک و رابطه آن با زمان و زندگی است و به بررسی تعاملات ماده و انرژی و تجربیات ذهنی انسان نسبت به زمان میپردازد.
مقاله درباره تفاوت دیدگاهها و ارتباط میان نویسنده و خواننده صحبت میکند و بر وجود یک هویت مشترک تأکید میکند.
اضطراب مرگ عاملی تعیینکننده در زندگی است. افراد به روشهای مختلفی از جمله مدیتیشن یا انکار با آن کنار میآیند. لذت بردن از لحظه حال توصیه میشود.
نویسنده در جستجوی آرامش ذهن و مدیتیشن است، از چالشهای زندگی و روابطش میگوید و بر اهمیت لحظه و پذیرش واقعیت تأکید میکند.
در این مطلب، نویسنده به بررسی مفهوم آگاهی و ارتباط آن با زندگی و بدن میپردازد و در نهایت به عدم قطعیت در دانایی اشاره میکند.
مادر نماد زندگی، عشق و گرماست؛ به زیبایی طبیعت و حیات اشاره دارد و در عمق وجود انسان نقش مهمی دارد.
نویسنده از تجربههای ذهنی خود در کودکی میگوید و به وجود ناظر ساکتی اشاره میکند که همه چیز را مشاهده کرده و نماد خداوند است.
زندگی همچون یک نمایشنامه است که افراد در نقشهای مختلف بازی میکنند، اما در نهایت به جستجوی مسائلی بزرگتر و شناخت خود میپردازند.
گفتگوی برابر برای صلح جهانی بر اهمیت گفتوگو به جای حذف تأکید دارد و راهکارهایی برای ایجاد فضایی برابر برای تبادل نظر ارائه میدهد.
این مقاله به بحث درباره وجود خدا و مفهوم او در زندگی انسانها میپردازد و معتقد است که خدا در دل و ذهن و ارتباطات انسانی قرار دارد.
ترکیب هر فرد منحصر به فرد است و شامل چیزهایی است که توجه او را جلب میکند. توجه از زمان ارزشمندتر است، پس باید آن را گرامی داشت.