پول و سکس
3 دقیقه. 4 *** پول و سکس *** حدود ساعت ۵ صبح بیدار میشوم. یک حس خلأ درونی وحشتناک سراغم آمده. خلأ شدید زن! از درون چیزی دارد من را…
نوشتنازنانوشتنی در دجلۀنیکیها*
نوشتنازنانوشتنی در دجلۀنیکیها*
3 دقیقه. 4 *** پول و سکس *** حدود ساعت ۵ صبح بیدار میشوم. یک حس خلأ درونی وحشتناک سراغم آمده. خلأ شدید زن! از درون چیزی دارد من را…
1 دقیقه. 2 *** تجربهی خانواده و تنهایی *** در حدود شش سالگی پدرم مُرد. او مرد نسبتاً مستبد و مهربانی بود! احتمالا! بزرگترین بت یک کودک شش ساله که…
1 دقیقه. 2 *** دوست قدیمی و جدید *** روزهایی که خودم کمتر در آن دخالت میکنم جزو بهترین روزها هستند. وقتی باور میکنی که کسی هست که بهتر از…
10 دقیقه. 13 *** هویت خانواده *** قبلاً در مورد تعریف خانواده نوشته بودم. شاید کمی مبهم بود. حتی مخالفت هایی را هم برانگیخت! خانواده چیست؟ حالا شاید بتوانم…
3 دقیقه. 5 *** نشست والدین تارا *** امروز قرار است با مادر تارا جلسهای داشته باشیم. در حضور خود تارا. دخترم که حدود چهار سال دارد. خواستم این نشست…
2 دقیقه. 3 *** دخترِ تقریباً عریان! *** وقتی آفتاب در می آید دختری نسبتا عریان روی تراس روبرویی ما آفتاب میگیرد. فاصله اونقدر هست که من چهرهی او را…
2 دقیقه. 3 *** زندگی در تجرد! *** دوباره میخواهم با نیمهی گمشدهی به خودم صحبت کنم. نیمهای که واقعاً گم شده. اگر گم نشده بود اصلا نیازی هم به…
1 دقیقه. 2 *** ساختار داوطلبانه یا هیئتی *** بچه که بودم ایام محرم فرصتی برای کارهای داوطلبانه یا هیئتی بود. مراسم پختن قیمهی امام حسین! گاهی هم کمک میکردم…
1 دقیقه. 2 *** کفایت لحظه *** لحظه نام بهتری برای خداست. برای این نانوشتنی. وقتی در لحظه باشی برایت کافیست. نیازی به اضطراب آینده نداری. نیازی به اضطراب برنامهریزی…
2 دقیقه. 3 *** امنیت عاطفی *** این روزها روزهای جالبی است. از دختر تن فروش تا دوست های قدیمی و جدید به من با ترحم نگاه میکنند. آنها فکر…
2 دقیقه. 3 *** نِشستنِ بودا *** همهی ما مجسمههای نشستهی بودا را دیدهایم. معنی نشستن بودا را نمیتوان با ذهن توضیح داد با نوشته هم سخت است! اما اینجا…
1 دقیقه. 2 *** نجات خاک! *** چرا نجات خاک؟! ما کیستیم؟ حداقل بدنهای ما از خاک می آید و به خاک بازمیگردد! نه تنها بدنهای ما بلکه بدن اکثر…
2 دقیقه. 3 *** قلم در ویپاسانا! *** حدود ساعت یک صبح در مرکز ویپاسانا! تقریباً از حالت مردن بیدار میشوم، هنوز گیجم! دیروز تقریباً سه ساعت مدیتیشن داشتم و…
<1 دقیقه. 1 *** ویپاسانا – مرداد ١۴٠١ *** یکی دو روزی است به یک مرکز جدید ویپاسانا آمدهام. زیاد قصد نوشتن نداشتم. اینجا سعی دارم موبایل را خاموش نگه…
2 دقیقه. 3 *** برای همسفر قدیمی! *** حدود یک ساعت دیگر شاید همدیگر را ببینیم! اما من را میشناسی! کمی عجولم. نمیتوانم حتی یک ساعت صبر کنم! شاید این…
1 دقیقه. 2 *** ترس از آینده! *** بسیاری از دوستان توصیه میکنند که ننویس یا نوشتهها رو پاک کن یا فقط برای خودت بنویس و پخش نکن. در این…
2 دقیقه. 3 *** نیمهی گم شده! *** تئوری اش را میدانم. نمیهی گم شده ای نیست. چیزی گم نشده. همه چیز در خود ماست. نیمهی گم شدهی ما خودمانیم! …
2 دقیقه. 4 *** تسویه حسابهای شخصی -۵ *** زیاد حال خوبی ندارم. البته نمیخواهم داستان ذهنی و دراما ایجاد کنم. همین نوشتن یعنی پذیرش و حتی اعتراف به این…
1 دقیقه. 2 *** برای تارا! مرداد ١۴٠١ *** تارای عزیزم! امروز که برایت سمبوسه آوردم دیگر نه تو را بغل کردم نه بوسیدم. شاید انتخاب خودم بود. شاید انتخاب…
1 دقیقه. 3 *** خانواده چیست؟ *** سادگورو میگوید خانواده یک جنایت است! افراد کمی میفهمند! محمد گفت روزی میرسد که زن از مرد و خانواده از یکدیگر فرار میکنند!…