هر ایرانی یک بسیجی! از دوگانگی به توحید!
این مقاله به بررسی دوگانگیها و یگانگی در انسانها میپردازد و تاکید دارد که همه ما در اصل یکسان هستیم و مرزهای ظاهری بیمقدارند.
نوشتنازنانوشتنی در دجلۀنیکیها*
نوشتنازنانوشتنی در دجلۀنیکیها*
این مقاله به بررسی دوگانگیها و یگانگی در انسانها میپردازد و تاکید دارد که همه ما در اصل یکسان هستیم و مرزهای ظاهری بیمقدارند.
نویسنده به چرخه نیاز به غم و بیاخلاقیهای پلیس اخلاق اشاره کرده و بر بیداری جمعی و نیاز به انسانیت بدون مذهب تأکید میکند.
نویسنده در مواجهه با غم و خشونت جمعی، به قدرت کلمات و عشق برای ایجاد تغییر و آرامش در زندگی خود اشاره میکند.
مقاله به بررسی هویت شیعه و تأثیر آن بر خودشناسی و ایگوی قربانی در میپردازد و راهکارهایی برای غلبه بر این ایگو ارائه میدهد.
نویسنده بر این باور است که جمهوری اسلامی نمایانگر ناآگاهی و ایگوی جمعی ماست و از آن میتوان درس آموخت.
لحظهی جهانشمول به معنای زندگی در حال است و تأکید بر اهمیت آگاهی در لحظهی حاضر و ارتباط انسانها از طریق آن دارد.
نویسنده به بیان احساسات خود با قلم میپردازد، از تنهایی و ارتباط با دیگران میگوید و بازخوردهای ذهنی با کتاب اکهارت تله را بررسی میکند.
جنگ هفتاد و دو ملت به تقابل دو فکر و ضرورت صلح درونی اشاره دارد و تأکید میکند که تفرقه کار ذهن و ایگو است.
نویسنده در این متن به شکرگزاری از جنبههای مختلف زندگی، افراد و تجربیاتش پرداخته و اهمیت شکرگزاری را در ایجاد شادی بیان میکند.
چرخهی خشونت با آرامش شکسته میشود. برای مقابله با خشونت بیرونی، باید ضعفها و خشم درونی را از بین برد و به مبارزهای طولانی و مؤثر پرداخت.
این مقاله دعوت به مراقبه و ایجاد انرژی صلح و عشق به جای خشم و انتقام از دیکتاتورها و پیروانشان میکند.
نویسنده در این متن به تجربیات خود از وابستگیهای خانوادگی، تغییر هویت ناشی از آن و تمرین عدم وابستگی میپردازد و به اهمیت عشق و استقلال در فرزندش اشاره میکند.
هویت قربانی در جامعه، بهویژه برای شیعیان و ایرانیان، نقد شده و به جای آن، احساس مسئولیت و قدرت فردی مطرح میشود.
خانواده تنها برای کودکی است و بزرگسالی به درک یگانگی و عشق بدون مرز نیاز دارد تا از جنایت و جدایی جلوگیری شود.
در این مقاله، سادگورو به اهمیت سازماندهی ذهن و ابعاد زندگی برای خلق زندگی مورد نظر ما میپردازد و روشهای دستیابی به اهداف و خوشبختی را شرح میدهد.
نویسنده به بررسی مفهوم پذیرندگی به عنوان اوج زنانگی پرداخته و به ارتباط آن با تجربه مردانگی و تعادل بین این دو بعد اشاره میکند.
زندگی ما اغلب در توهم لحظهی بعدی گذرانده میشود، در حالی که نپذیرفتن لحظهی حال منجر به رنج میشود و پذیرش حال معجزهآساست.
نویسنده درباره مفهوم انتظار در زندگی انسانها و تفاوت آن با طبیعت مینویسد، تأکید بر اینکه همه چیز در لحظه وجود دارد و ما باید آن را درک کنیم.
نویسنده درباره خشم و احساسات خود صحبت میکند و تأکید میکند که آگاهی و درک خود بهترین کمک به دیگران است. با مدیتیشن و نوشتن تمرین میکند.
مقاله درباره تعادل زنانگی و مردانگی و اهمیت درک و پذیرش این دو جنبه در وجود انسانها بحث میکند و به تأثیرات نابرابریها بر جامعه اشاره دارد.