تنهایی و احساس تنهایی
تنهایی و احساس تنهایی دو مفهوم متفاوتاند؛ پذیرش تنهایی به رشد و یگانگی میانجامد، در حالیکه عدم پذیرش باعث حس قربانی بودن و تلخی میشود.
نوشتنازنانوشتنی در دجلۀنیکیها*
نوشتنازنانوشتنی در دجلۀنیکیها*
تنهایی و احساس تنهایی دو مفهوم متفاوتاند؛ پذیرش تنهایی به رشد و یگانگی میانجامد، در حالیکه عدم پذیرش باعث حس قربانی بودن و تلخی میشود.
مقاله درباره تأملات نویسنده در مورد زیبایی و زنانگی است و تجربیات فردیاش از ارتباط با بدنهای زنانه و معنای آنها برای آرامش درونیاش را بررسی میکند.
مقاله درباره شخصیتهای پوزخند زننده در مراقبه و نیاز آنها به محبت و توجه است. نویسنده به نقد و تحلیل این شخصیتها میپردازد.
دوست داشتن خود از شناخت روح و آگاهی شروع میشود. این فرآیند فردی است و با پذیرش خود، حسادت و احساس قربانی بودن از بین میرود.
صبحها به عنوان معجزهای برای بیدار شدن ذهن و بدن توصیف شده که فرصتی برای انتخاب و زندگی در لحظه را فراهم میآورد.
نویسنده به تارا میگوید که نسل بزرگترها با کارتونها و اطلاعات بیارزش، زندگی طبیعی و شگفتیهای او را محدود کردهاند و امیدوار است از این شرایط رهایی یابد.
این مقاله به تحلیل انواع ازدواج میپردازد و به تمایز میان ابعاد جسمانی، ذهنی و روحی آن اشاره میکند و تجربیات عشق حقیقی را در سطح کیهانی بررسی میکند.
توجه تنها دارایی ماست و قدرت انتخاب آن را داریم. توجه به زندگی، احساسات، یا هر چیزی میتواند معانی و آگاهی خلق کند.
مقاله درباره چرخههای طبیعی مانند نیاز به غذا، ارگاسم و تمایل به مالکیت است و تأکید بر پذیرش و مشاهده این چرخهها به منظور افزایش آگاهی دارد.
در این نوشته، به بررسی تلاش و سختیهای مربوط به معاش و تأثیر آن بر زندگی انسانها پرداخته شده و تفاوت نوعی تلاش آرام و بدون ترس با تلاش پر از اضطراب مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.
مقاله درباره ترسهای قدیمی در زندگی انسانهاست و به چگونگی غلبه بر این ترسها و درک عمیقتر از خود اشاره دارد.
سوال "تو کیستی؟" آغاز یک سفر درونی است. در این سفر، ماهیت وجود و ارتباط بین فرد و هستی بررسی میشود. معنای وجود از دیدگاههای مختلف کاوش میشود.
کار کردن در حین نشستن و بستن چشمها به معنای تغییر درون است. با درست کردن خود، دنیا را بهتر میسازید. سکوت و توجه کلید تغییرات بزرگ است.
کمپین حمایت از تمام حیوانات به مشکلات مختلف حیوانات و نحوه برخورد انسانها با آنها پرداخته و خواستار حمایت از همه موجودات بدون توجه به تعداد پاهایشان است.
نویسنده در این مقاله به تجزیه و تحلیل هویتهای متاهلی و تجرد میپردازد و بر اهمیت عدم تعریف خود از طریق این هویتها تأکید میکند.
نویسنده از تجربیات شخصیاش با دوستانش میگوید، از سکوت و تعاملات بدون کلمات تقدیر میکند و به چالشهای ارتباطی و مالی اشاره میکند.
درباره اهمیت خانوادههای معنوی و جستجوی ارتباطات روحانی صحبت میشود، و اینکه چگونه گاهی روحها با یکدیگر احساس نزدیکی یا دوری میکنند.
پادکست رواق به بررسی اگزیستانسیالیسم و احساسات انسانی پرداخته و ارتباط مرگ، آزادی و مسئولیت را در زندگی انسانها تحلیل میکند.
نویسنده با یادآوری تجربیات کودکی و یتیمی، به فلسفه اندیشی و جستجوی هویت شخصی پرداخته و از ارزشهای زندگی و رابطه با طبیعت سخن میگوید.
نویسنده یکسال پس از تجربه ویپاسانا درباره تغییرات مثبت در زندگیاش، یادگیریهایش از مدیتیشن، و شکرگزاری برای معلمان و تجربیاتش مینویسد.