شبیه سازی مُردن در کانادا-١
نویسنده تجربیات خود از زندگی و مرگ در کانادا را به اشتراک میگذارد و به شلوغی زندگی دوستان و عدم ارتباط واقعی اشاره میکند.
نوشتنازنانوشتنی در دجلۀنیکیها*
نوشتنازنانوشتنی در دجلۀنیکیها*
نویسنده تجربیات خود از زندگی و مرگ در کانادا را به اشتراک میگذارد و به شلوغی زندگی دوستان و عدم ارتباط واقعی اشاره میکند.
پدر و مادر شدن تنها به بیولوژی محدود نمیشود، بلکه با پذیرش مسئولیت و اراده، میتوان به شکل معنوی نیز پدر یا مادر شد.
حسین عرب زاده درباره سوالات مهم زندگی از جمله هویت، خواستهها و ترسها صحبت کرده و بر اهمیت آگاهی و شناخت خود تأکید دارد.

نویسنده به اشتباهات دستوری زبان فارسی و بی توجهی به کسره و ه اشاره میکند و با طنزی انتقادی به کاربرد نادرست آنها میپردازد.
در این مقاله، نویسنده به سکانس تخیلی از زندگی دخترش تارا میپردازد و به زیبایی مفهوم رهایی از قضاوت و توکل به خدا را بیان میکند.
در این نوشته، نویسنده به دعا و ارتباط خصوصی با خدا میپردازد و خواستهها و نیازهای خود را با صداقت بیان میکند.

عشق در تنهایی به یگانگی با خود اشاره دارد. این عشق بالاتر از روابط دو نفره است و خود را در مراقبه و پذیرش احساسات مییابد.
در این مقاله، نویسنده درباره افکار منفی و حس طرد شدگی صحبت میکند و اهمیت دیدن و نوشتن این افکار بهمنظور پذیرش و عشق به خود را توضیح میدهد.
تمرکز ذهن با مشاهده افکار و تمرین کنترل آنها امکانپذیر است. نوشتن کمک میکند تا افکار مثبت و منفی را مدیریت کرده و به آزادی دست یابیم.

مسیر معنوی میتواند با تناقضاتی چون عشق به مرگ، عدم برنامهریزی بلندمدت و کاهش انگیزه همراه باشد که زندگی را زیر سوال میبرد.
نویسنده به بیان تجربهای معنوی بین خود، معشوق و خدا میپردازد و ارتباط عمیق و عشق را در این رابطه مقدس توصیف میکند.
و نویسنده به مفهوم تسلیم و ابعاد آن در زندگی انسانها پرداخته و تأکید میکند که همه ما در نهایت تسلیم هستیم، چه آگاهانه و چه ناآگاهانه.
مرگِ عطار به بررسی مفهوم مرگ و رهایی از خود میپردازد و سوالاتی عمیق درباره آمادگی برای مرگ و زندگی پس از آن مطرح میکند.

عشق به همسایه باید فراتر از برچسبهای مذهبی باشد. همه انسانها فرزندان یک خدا هستند و باید به یکدیگر عشق ورزند.
نویسنده به تأملاتش درباره نوشتن و فرآیند پرسش و پاسخ از خود پرداخته و بر اهمیت حضور در لحظه و عدم نگرانی تأکید میکند.
نویسنده به انتقاد از سخنرانی رئیسجمهور آمریکا میپردازد و او را مصداق حماقت، خودخواهی و استفاده ابزاری از واژهها میداند.
خرافات مسیر معنوی بر ندانستن تاکید دارد و القا میکند که شناخت واقعی خدا و معنویت غیرممکن است. ایگو باید شکسته شود تا به ندانستن برسیم.
نویسنده به تجربه نوشتن هزار متن جدی اشاره میکند و تاکید میکند که زندگی باید بازی و طنز باشد تا از جدیت فاصله بگیریم.

نویسنده در این متن به بازیگوشی با کلمات و طنز میپردازد و از گیجی و جدیّت انسانها انتقاد میکند.

فقر و رنج انسان را به معنویت نزدیکتر میکند و درک وجود چیزی بزرگتر از خود را ضروری میسازد. این تجربیات میتوانند به روشنفکری منجر شوند.