بازی در نمایش کثرت
در نمایش کثرت، من تجلی موقت خدای یگانهام؛ او هر لحظه نقشی میگیرد و من نقش مقابلش را، در عشقبازی بیپایانِ وحدت.
نوشتنازنانوشتنی در دجلۀنیکیها*
نوشتنازنانوشتنی در دجلۀنیکیها*
در نمایش کثرت، من تجلی موقت خدای یگانهام؛ او هر لحظه نقشی میگیرد و من نقش مقابلش را، در عشقبازی بیپایانِ وحدت.
انسان مانند سلول سرطانیِ زمین از تعادل خارج شده؛ راه درمان، آگاهی، قناعت، کاهش طمع و بازگشت به سکون و مراقبه است.
نانوشتنی راه پیشرفت نیست؛ راه بازگشت از کلمات و ذهن و هویت است: مرگِ ایگو، سبکشدن، آزادی و رسیدن به خدا.
عشق، حقیقتی نانوشتنی و هزارچهره است که هم میمیراند و هم زنده میکند؛ پنهانترین راز و آشکارترین خدای دیوانگان و عاشقان جهان.
فرای کلمات و ذهن، جهانی هست که تنها با سکوت، مراقبه و حضور در لحظه درک میشود؛ نوشتن از آن، اشارهای ناگزیر به نانوشتنی است.
نویسنده تجربه سایکودلیک MDMA خود را شرح میدهد: کمرنگ شدن ایگو، گفتگو با آگاهی درون، و رسیدن به یگانگی با خدا.
بدن معنویتر از ذهن است. مسیر معنویت از توجه آگاهانه به بدن آغاز میشود؛ ذهن حجاب، منبع ایگو و عامل نزاع است.
حقیقت فراتر از ایدئولوژیها و گروهبندیهای سیاسی، در لحظه حال، مراقبه و سکوت است؛ بینهایت وجه دارد و نانوشتنی است. (خلاصه ماشین)
متنی صریح و واضح و تند، در موضوع مرگ! یا میترسی و از آن فرار میکنی. یا آن را در آغوش میگیری!
مقایسه برنامهریزی عادی و بودن در سیالیت لحظه با اعتماد به جبر و داستان عشق. ترکیب بی عملی و خدمت و سرسپردگی.
این متن میگوید رهایی از تصور «زندگی من» و مرگ ایگو، انسان را به حضور، لطافت و تأثیرگذاری میرساند.(خلاصه ماشین)
موت اختیاری یا مرگ آگاهانه به تمرین آگاهی در زندگی اشاره دارد، بهگونهای که فرد با درک و پذیرش مرگ، به زندگی آگاهانهتری دست یابد.
انسانها یا مقلد جامعهاند یا شورشی؛ رشد معنوی و اصالت واقعی، تنها با رهایی از ذهنیت گلهای و پذیرش تنهایی ممکن میشود.