تقسیم بندی نانوشتنی

برای آشنایی کلی با فضای این نوشته ها و اگر اولین بار است که به سایت نانوشتنی می آیید لطفا این متن را بخوانید.
نوشتنازنانوشتنی در دجلۀنیکیها*
نوشتنازنانوشتنی در دجلۀنیکیها*

برای آشنایی کلی با فضای این نوشته ها و اگر اولین بار است که به سایت نانوشتنی می آیید لطفا این متن را بخوانید.

این نوشته ساختار کلی و انواع امکانات سایت نانوشتنی معرفی شده است و یک دید کلی به شما میدهد.
من میترسم پس هستم *** سالها پیش فیلسوفی گفت «من میاندیشم پس هستم» حالا من میگویم «من میترسم پس هستم». در سفر سایکودلیک یا روان نما، یکی از تجربه ها…
مقایسۀ دو مفهوم مهم حقیقت درونی و قدرت بیرونی. تو از کدام پیروی میکنی؟
زندگی، بازی کمدی خداست. در این نوشته به صورت داستان وار کل کمدی الهی، از دید نویسنده باز نویسی شده است.
داستان کوتاه انتقادی نشان دهندهٔ زیاده روی انسانها در روابط معامله گرانه در دنیای جدید.
ماموریت من ایجاد تعادل است؛ در برابر جدیت، شوخی؛ در برابر شهر، جنگل؛ در برابر پرگویی، سکوت؛ و سرانجام، نانوشتن.
در نمایش کثرت، من تجلی موقت خدای یگانهام؛ او هر لحظه نقشی میگیرد و من نقش مقابلش را، در عشقبازی بیپایانِ وحدت.
انسان مانند سلول سرطانیِ زمین از تعادل خارج شده؛ راه درمان، آگاهی، قناعت، کاهش طمع و بازگشت به سکون و مراقبه است.
نانوشتنی راه پیشرفت نیست؛ راه بازگشت از کلمات و ذهن و هویت است: مرگِ ایگو، سبکشدن، آزادی و رسیدن به خدا.
عشق، حقیقتی نانوشتنی و هزارچهره است که هم میمیراند و هم زنده میکند؛ پنهانترین راز و آشکارترین خدای دیوانگان و عاشقان جهان.
فرای کلمات و ذهن، جهانی هست که تنها با سکوت، مراقبه و حضور در لحظه درک میشود؛ نوشتن از آن، اشارهای ناگزیر به نانوشتنی است.
نویسنده تجربه سایکودلیک MDMA خود را شرح میدهد: کمرنگ شدن ایگو، گفتگو با آگاهی درون، و رسیدن به یگانگی با خدا.
بدن معنویتر از ذهن است. مسیر معنویت از توجه آگاهانه به بدن آغاز میشود؛ ذهن حجاب، منبع ایگو و عامل نزاع است.
حقیقت فراتر از ایدئولوژیها و گروهبندیهای سیاسی، در لحظه حال، مراقبه و سکوت است؛ بینهایت وجه دارد و نانوشتنی است. (خلاصه ماشین)
متنی صریح و واضح و تند، در موضوع مرگ! یا میترسی و از آن فرار میکنی. یا آن را در آغوش میگیری!
مقایسه برنامهریزی عادی و بودن در سیالیت لحظه با اعتماد به جبر و داستان عشق. ترکیب بی عملی و خدمت و سرسپردگی.
این متن میگوید رهایی از تصور «زندگی من» و مرگ ایگو، انسان را به حضور، لطافت و تأثیرگذاری میرساند.(خلاصه ماشین)
موت اختیاری یا مرگ آگاهانه به تمرین آگاهی در زندگی اشاره دارد، بهگونهای که فرد با درک و پذیرش مرگ، به زندگی آگاهانهتری دست یابد.
انسانها یا مقلد جامعهاند یا شورشی؛ رشد معنوی و اصالت واقعی، تنها با رهایی از ذهنیت گلهای و پذیرش تنهایی ممکن میشود.
مسابقۀ دنیا به مقایسات مادی و معنوی پرداخته و با راهکارهای مختلفی از جمله خوددوستی و شکرگزاری، به احساس بیارزشی و حسادت مقابله میکند.
بیهویتی و بیصفتیِ آگاهانه، مانند کودکان و عارفان، مایه رهایی از هویتهای کاذب و سریعترین راه پیوند با حقیقت الهی است.