سال 2026

میخواهی چه ‌کاره بشوی؟

در آینده، به جای محدود شدن به یک شغل، باید با توجه به نیازهای متغیر زمانه و جامعه، هر کاری که لازم است را فراتر از بقا شخصی انجام داد.

کارکرد روابط در زندگی

روابط، آیینه‌های آگاهی ما هستند؛ چالش‌ها و شیرینی‌هایشان ابزار خودشناسی و مراقبه‌اند تا به عشق اصیل درون دست یابیم و بهشت را تجربه کنیم.

فراخوان عمومی نانوشتنی

این فراخوان برای همه کسانی است که ریشه‌ای در آگاهی دارند. دیدن عشق، زیبایی و خدای نانوشتنی، موضوع این فراخوان است.

عشق در تنهایی!

عشق در تنهایی یک تجربه قوی است که از درونِ خودم بیرون می‌آید. من می‌توانم به تمام موجودات، خانواده‌ها، زمین و گذشته‌ام عشق بورزم. این عشق بدون قضاوت و با یگانگی شکل می‌گیرد.

جهان دادن و گرفتن

تبیین دو گروه از انسان‌ها: «گیرندگان» که به‌دنبال کسب عشق و آرامش از بیرون‌اند، و «دهندگان» که با کشف گنج درون، بی‌تلاش محو تابش و بخشش می‌شوند.

‎⁨تاریخ معنویت و تصوف و درویشی⁩

رسول شهراد در این گفتار به بررسی ریشه‌ها و نمادهای مشترک معنویت، تصوف و عرفان اسلامی با آیین‌های شرقی چون بودیسم و هندویسم می‌پردازد.

افکار از کجا می‌آیند؟

افکار، بازتاب گذشته و ترس‌اند یا الهام عشق؟ با مشاهده منشأشان را بشناسید و به‌جای کنترل ذهن، عشق را انتخاب کنید.

رقص تنهایی

تنهایی، با وجود تلخی اولیه، فرصتی برای خلوت با خدا و خودشناسی است. این حس، تمرینی برای مرگ و درک عمیق‌تر از روابط انسانی به شمار می‌رود.

از من چه میسازی؟

متن درباره تسلیم در برابر اراده‌ای برتر و کنار گذاشتن «من» است تا آگاهی، جهان یا خداوند، آنچه را که خود می‌خواهد از انسان بسازد.

درون کجاست؟

درون، همان هوشمندی و مبدأ الهی است که زندگی از آن برمی‌آید و بازمی‌گردد؛ مراقبه راه بازگشت آگاهانه پیش از مرگ است.

فرمول عشق

هرکه عشق را بیابد، بی‌نیاز می‌شود و جز عشق ورزیدن انتخابی ندارد؛ در تنهایی یا جمع، به خود و همه‌چیز عشق بورز. همین!

تشکر لازم نیست!

در فراوانی عشق، بخشنده نیازی به تشکر ندارد؛ تشکر فقط برای رشد خود گیرنده است و در وحدت، هر دو یکی می‌شوند.

جایی بین آرامش و عجله

مسیر معنوی یعنی گذار از سکونِ تسلیم و آرامشِ درونی به مسئولیتِ بیرونی، برای کاهش رنج بشر با فریاد عشق قبل از مرگ.

خدا فروشی نیست!

خدا همچون لحظه و عشق فروختنی نیست؛ خدافروشی همان ریا و شرک است. نویسنده می‌ترسد نوشتن از خدا بدون حضور و عشق، خود خدافروشی باشد.

رابطۀ من با خود، خدا و جهان

من، خود، خدا و جهان ذاتاً یکی‌اند. رابطه با خود، همان رابطه با خدا و جهان است؛ با سفر به عمق درون، یگانگی درک و گنج عشق به جهان بخشیده می‌شود.

دریافت عشق – ۴

اکثر آدم‌ها عشق می‌دهند، اما از دریافتش طفره می‌روند؛ خودکم‌بینی، حقارت یا تکبر مانع است. با یافتن عشق درون، دهنده و گیرنده یکی و برابر می‌شوند.

کدام در را بزنم؟

نویسنده با الهام از بودا، نوشتن، تماس و حضور در جمع را راهی برای عشق‌ورزی می‌داند، اما رشد درونی را اصل می‌شمارد.

سریع خودت را معرفی کن!

نویسنده خود را نانوشتنی و فراتر از مصرف، تعریف و قضاوت می‌داند؛ برای درکش باید شتاب، ذهن و مقایسه را رها کرد.

تراپی امروز – ۶ – سناریوها

نویسنده پیش از جلسهٔ مشاورهٔ رایگان، انگیزه‌ها و سناریوهای ذهنی‌اش را می‌نویسد و به نقش سکوت تراپیست در خودآگاهی باور دارد.

سرمایۀ نانوشتنی

نویسنده سرمایه‌اش را نه مال و فرزند، بلکه نوشتن از نانوشتنی می‌داند؛ سرمایه‌ای غیرمادی، نامحاسبه‌پذیر، که در رنج جهان تنها دارایی اوست.

داستان عاشقانهٔ تو چیست؟

داستان عاشقانه‌ای که در آن عاشق و معشوق هر دو محو عشقی سوم می‌شوند؛ بی‌ذهن، بی‌زمان، فقط رقص و فنا.

بازگشت اختیاری

نویسنده مرگ آگاهانه و بازگشت اختیاری به درون را فرآیندی می‌داند که با رنج‌های زندگی، تخریب ایگو و مراقبه محقق می‌شود.

من نانوشتنی ام!

نویسنده پس از سال‌ها نوشتن درمی‌یابد هویت واقعی‌اش در ذهن و قالب‌های اجتماعی نمی‌گنجد؛ او مانند خدا، تعریف‌ناپذیر و نانوشتنی است.

انتخاب یک شغل شریف

نویسنده در دنیای حریص امروز، درویشی را شریف‌ترین شغل می‌داند؛ زندگی ساده، قناعت و روشنگری با عمل، و خود را «درویش نویسنده» می‌نامد.

ازدواج اولین معاملۀ تاریخ!

ازدواج نوعی معامله و مالکیت متقابل است که پایداری و موفقیت آن نیازمند آگاهی طرفین، قدردانی و خودشناسی و ارتباط معنوی با خداست.

مسیر ثروت و عشق

متن می‌گوید ثروت، عشق و خدا از درون می‌جوشند؛ با یافتنشان، حرص و مالکیت به شکرگزاری، مسئولیت و آزادی بدل می‌شود.

کمک بودا

در «کمک بودا» هویت کمک‌کننده و کمک‌گیرنده حذف می‌شود و کمکی دوطرفه، متعادل و بدون نفسانیت با تبادل عشق جریان می‌یابد.

بیزینس جهانی – ٢

عملکرد و ناعدالتی بنگاه‌های اقتصادی ریشه در «هویت و مرزهای ذهنی انسان» دارد؛ رشد معنوی و احساس یگانگی تنها راه ایجاد تعادل و خیر جمعی است.

دعای روابط

دعایی خالصانه برای دیدن خدا در همه چیز، رهایی از ذهن و غرور، و حفظ آگاهی در تنهایی و روابط.

در شکوهِ نفَس

نَفَس، نشانهٔ حضور و لطفِ مداومِ خداست؛ با توجهِ آگاهانه و شکرگزاری در هر دم و بازدم، قدرِ این فرصتِ زندگی را بدانید.

ارتباط با بیزینسی ها و دخترها

پیچیدگی‌های جوامع مدرن در تأمین نیازهای مالی و عاطفی، باعث می‌شود انسانِ معنوی از دنیای بیزینس و روابط ساختگی فاصله بگیرد.

شُکرِ جَبر

چگونه با وجود جبر زندگی، از تله قربانی‌بودن رها شویم؟ رمزی مکتوم در شکرگزاریِ حافظ و تسلیم معجزه‌آسای عیسی مسیح.

دریافت و خلق عشق توسط بودا – ۳

دریافت عشق، با چرخۀ انرژی و شکرگزاری آغاز می‌شود؛ بودا با پذیرش هدایای مردم، عشق و بخشندگی را در جامعه خلق و متجلی می‌کرد.

چه کمکی میتوانم بکنم؟

کمک دو نوع است؛ مادی که با پول اندازه می‌شود، اما بزرگترین و واقعی ترین کمک، فقط حضور بی شرط کنار دیگری است.

آدمها فکر هستند!

با گسترش مراقبه به زندگی، آدم‌ها هم مثل افکار می‌شوند؛ گذرا، بی‌قضاوت، و تو آزاد و بی‌تأثیر می‌مانی.

ادعای پیامبری و توبه

با دیدن ادعای پیامبری دوستی، به خطر ایگوی معنوی پی بردم؛ اعلام می‌کنم انسانی معمولی با اشتباهات فراوانم و از همه پوزش می‌طلبم.

در ستایش اقتصاد و فراوانی

اقتصاد ابزار فراوانی الهی است؛ با همکاری جهانی، رفاه و بقای بشر تضمین می‌شود تا انسان به کیفیت و خدا نزدیک شود.

مناجات‌های پانزده گانه

مناجات‌های پانزده‌گانه، گنجی ادبی و عاشقانه‌اند؛ گفت‌وگوی پانزده حال انسانی با خدا، از توبه و شکایت تا عشق، عرفان و زهد.

خداشناس کیست؟

اگر خدا همه‌چیز باشد، هر کاشف زیبایی و حقیقت خداشناس است؛ اما بالاترین درجه، خودشناس است که نزدیک‌ترین تجلی خدا، یعنی خویشتن را می‌شناسد.

شکر حضور دوست

حضور یک دوستِ دردآشنا مرا از افسردگی به شکرگزاری رساند؛ شکر از هر آنچه خدا مقدر کرده، راه تسلیم و رستگاری است.

توجه رادیکال به خود

توجه رادیکال به درون، مشاهده بی‌وقفه خویشتن در هر شرایطی است؛ مراقبه‌ای که در آن «منِ» معمولی محو و تنها خدای یگانه می‌ماند.

نیت به جای برنامه

نیت برخلاف هدف، از درون می‌جوشد، خیر جمعی دارد و آرامش‌بخش است؛ نه محدودکننده، نه جاه‌طلبانه.

آداب قرار عاشقانه

تنهایی، قرار عاشقانه با خداست. با تخلیه ذهن از افکار و آرزوها، و با حضوری خالصانه و بی‌شریک، محیای درک معشوقِ نانوشتنی شوید.

دنیا در آیینۀ ذهن!

دنیا فقط انعکاسی در آیینه ذهن ماست. رشد آگاهی یعنی از بازیگر فیلم، به تماشاگر و سپس کارگردان زندگی تبدیل شوی.

از بچگی گیک تا بزرگسالی اجتماعی

سفر نویسنده از بچه‌ای گیک و درون‌گرا به بزرگسالی اجتماعی؛ اکنون زندگی‌اش میان خلوت با خدا و نوشتن، و جلوت با آدم‌ها می‌گذرد.

لیست خریدها و آرزوها

در گذشته لیست بلندبالایی از آرزوها داشتم، ولی معنویت آنها را پاک کرد؛ اکنون تعادل بین بی‌آرزویی و نیازهای مادی را در هر لحظه می‌جویم.

عادات

عادت‌ها برنامه‌ریزی ذهن‌اند؛ پیش از ساختن عادت جدید، باید ذهن را از شرطی‌شدگی‌های کهنه پاک کرد، وگرنه آزادی و خلاقیت هرگز نمی‌آید.

من می‌ترسم پس هستم

ترس و «من» دو روی یک سکه‌اند؛ هرجا ترس هست، هویتی در میان است. از ترس بگذریم، «من» محو و به عشق و خدا تبدیل می‌شویم.

بازی خدا

زندگی، بازی کمدی خداست. در این نوشته به صورت داستان وار کل کمدی الهی، از دید نویسنده باز نویسی شده است.

روابط مدرن امروزی

داستان کوتاه انتقادی نشان دهندهٔ زیاده روی انسانها در روابط معامله گرانه در دنیای جدید.

تارک دنیا در عرفان و جنگل 

ماموریت من ایجاد تعادل است؛ در برابر جدیت، شوخی؛ در برابر شهر، جنگل؛ در برابر پرگویی، سکوت؛ و سرانجام، نانوشتن.

بازی در نمایش کثرت

در نمایش کثرت، من تجلی موقت خدای یگانه‌ام؛ او هر لحظه نقشی می‌گیرد و من نقش مقابلش را، در عشقبازی بی‌پایانِ وحدت.

سرطان جهان

انسان مانند سلول سرطانیِ زمین از تعادل خارج شده؛ راه درمان، آگاهی، قناعت، کاهش طمع و بازگشت به سکون و مراقبه است.

راه بازگشت

نانوشتنی راه پیشرفت نیست؛ راه بازگشت از کلمات و ذهن و هویت است: مرگِ ایگو، سبک‌شدن، آزادی و رسیدن به خدا.

توصیف عشق

عشق، حقیقتی نانوشتنی و هزارچهره است که هم می‌میراند و هم زنده می‌کند؛ پنهان‌ترین راز و آشکارترین خدای دیوانگان و عاشقان جهان.

جایی فرای کلمات

فرای کلمات و ذهن، جهانی هست که تنها با سکوت، مراقبه و حضور در لحظه درک می‌شود؛ نوشتن از آن، اشاره‌ای ناگزیر به نانوشتنی است.

حقیقت نزد کیست؟

حقیقت فراتر از ایدئولوژی‌ها و گروه‌بندی‌های سیاسی، در لحظه حال، مراقبه و سکوت است؛ بی‌نهایت وجه دارد و نانوشتنی است. (خلاصه ماشین)

بوی مرگ!

متنی صریح و واضح و تند، در موضوع مرگ! یا می‌ترسی و از آن فرار می‌کنی. یا آن را در آغوش می‌گیری!

امروز چه کار کنم؟ 

مقایسه برنامه‌ریزی عادی و بودن در سیالیت لحظه با اعتماد به جبر و داستان عشق. ترکیب بی عملی و خدمت و سرسپردگی.

زندگی من

این متن می‌گوید رهایی از تصور «زندگی من» و مرگ ایگو، انسان را به حضور، لطافت و تأثیرگذاری می‌رساند.(خلاصه ماشین)

موت اختیاری یا مرگ آگاهانه

موت اختیاری یا مرگ آگاهانه به تمرین آگاهی در زندگی اشاره دارد، به‌گونه‌ای که فرد با درک و پذیرش مرگ، به زندگی آگاهانه‌تری دست یابد.

بازیگر یا تحلیل گر – ضریب گله

انسان‌ها یا مقلد جامعه‌اند یا شورشی؛ رشد معنوی و اصالت واقعی، تنها با رهایی از ذهنیت گله‌ای و پذیرش تنهایی ممکن می‌شود.

من بی هویت بی صفت

بی‌هویتی و بی‌صفتیِ آگاهانه، مانند کودکان و عارفان، مایه رهایی از هویت‌های کاذب و سریع‌ترین راه پیوند با حقیقت الهی است.

عشق در خط پایان

زندگی به عنوان مسابقه‌ای تا مرگ توصیف شده است. برنده واقعی کسی است که زودتر به عشق دست یابد و خود را از نفسانیت رها کند.

به مرگ بگیر به تب راضی شو

این مطلب درباره ارتباط معنویت و مرگ است و تأکید می‌کند که پذیرش مرگ منجر به رضایت از زندگی و تمرین معنویت می‌شود.

من در وسط جنگ

نویسنده در وسط جنگ، به راه‌هایی برای جلوگیری از خشونت و ترویج محبت و یگانگی تأکید کرده و از دعا برای همه طرف‌ها سخن می‌گوید.

واقعیت خام طبیعت

این نوشته به بررسی واقعیت خشن و بدون رحم طبیعت می‌پردازد، جایی که بقا و قدرت قوانین حاکم هستند و انسان‌ها نیز از این الگو پیروی می‌کنند.

دیکتاتور روایت ساز ذهن

دیکتاتوری در ذهن آغاز می‌شود؛ روایت‌ها می‌توانند جنگ و سرکوب ایجاد کنند. تنها کسانی که از بیرون به این روایت‌ها نگاه می‌کنند آزاد می‌شوند.

عدالت خریدنی

در سیستم قضایی کانادا، به دلیل هزینه‌های بالا و دشواری‌های قانونی، عدالت به طور ناخواسته به دست ثروتمندان می‌افتد و مادی‌گرایی حاکم است.

حذف نقش خانواده و پدرو مادر در غرب

نقش خانواده و والدین در غرب به تدریج حذف شده و به بحران‌های اقتصادی و اجتماعی منجر گردیده است، در حالی که در کشورهای شرقی هنوز فرهنگی برای حفظ خانواده وجود دارد.